امروز پنج شنبه, ۲۳ آبان , ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۵۸:۰۴
 
دسته بندی: برنامه های تخصصی»»» نوشته شده توسط : روابط عمومی
 |  ۳۱/ فروردین/ ۱۳۹۵ - ۵:۳۳
  |   دیدگاه ها: ۸ دیدگاه
1463 بازدید

کوه نوشته ای از فراز کوه بُر

به نام خالق زیبایی ها

کوهپیمایی کوه بُر، پنجشنبه ۲۶/۱/۹۵

برنامه از ساعت ۵ صبح روز پنجشنبه آغاز شد. با تعدادی از دوستان همنورد سوار بر مینی بوس شده و برنامه را آغاز کردیم. مقصد روستای کرمستج در سی کیلومتری جنوب شرقی لار در جاده شهرستان بستک، بندرلنگه منتهی الیه جنوب استان فارس در منطقه لارستان، محصور بین کوه هایی که در چهار طرف آن قرار دارد. کوه هایی به ارتفاع ۲۲۱۶ و ۲۲۲۵ متر. کوه مورد نظر گروه، کوه بُر به ارتفاع ۲۲۲۵ متر و دارای رستنی هایی چون قارچ، انغوزه، بنه، آویشن، مرو تلخ و … است.

fgff           PicsArt_04-16-02.54

DSC_0377           sfdsfd

در ساعت ۶ صبح به مکان مورد نظر رسیدیم. ابتدا نماز خواندیم و سپس کوله های خود را آماده ساخته و به سمت کوه شروع به حرکت کردیم. چهره ها همه بشاش و شاداب و از همان ابتدا بذله گویی ها و صمیمیت در بین دوستان موج می زد.

PicsArt_04-19-02.49.03

مسیر را طی کردیم تا پس از طی یک ساعت به اولین استراحتگاه رسیدیم، برکه ای کوچک و پر آب. نفسی تازه کردیم و مجدداً به راه افتادیم تا رسیدن به استراحتگاه بعد و برکه ی پر آب دیگر. حالا دیگر هوا کاملا روشن بود و خورشید گه گاهی از پس ابرها بیرون می آمد و بر تن زمین می تابید. در برخی نقاط مسیر پاکوب که می گذشتیم خمره هایی جهت جمع آوری آب باران در زمین قرار داده بودند. اگر دقت می کردیم می توانستیم دسته ای از کبک ها را حرکت می کردند ببینیم. آرام که می گذشتیم می توانستیم صدای زیبایشان را نیز بشنویم. صدای پرندگان دیگر و بوی گیاهان کوهی که دیگر جای خود را داشت. از کنار گلهای میخک کوهی با بویی شامه نواز می گذشتیم و لذت می بردیم. هر کجا را که مینگریستی گل بود و گل بود و گل.

DSC_0323

تا برکه ی بعد یک ساعت فاصله بود. باز برکه ای پر آب با آبی خنک و کلبه ای جهت اتراق کوهنوردان، طبیعت دوستان و علاقمندان به گیاهان دارویی. صبحانه را در همان جا خوردیم و بطری های خالی را از آب خنک برکه پر کردیم و باز به راه افتادیم. حدود ۴۵  دقیقه را تا برکه بعد در راه بودیم. استراحتگاه سوم را نیز پشت سر گذاشتیم. به یک قله که می رسیدیم قله ی دیگری در پس آن نمایان می شد. قله پشت قله همه را طی کردیم تا به دشتی پر از گلهای سفید رسیدیم. از دور که نگاه می کردیم دو برکه و اتاق دیده می شد. انتظار داشتیم با دشتی سرسبز روبرو شویم اما چیزی جز زباله هایی که توسط سیاحلن بی ملاحظه ریخته بودند پیدا نکردیم. زمین نزدیک کلبه پر بود از قوطی های کنسرو و بطری های آب معدنی. انگار که خستگی بر تن گروه ماند.

PicsArt_04-16-02.53

تصمیم گرفتیم به استراحتگاه بعد برویم. باز به دشت میان کوهی باریکی رسیدیم که دو کلبه دارای ایوان و سه برکه در آن بنا کرده بودند، مکانی دل انگیز و بسیار چشم نواز. برای من که اولین بار بود پا به کوه بر می گذاشتم تصور چنین مکان زیبایی در ارتفاع زیاد غیر ممکن بود. تمامی برکه های مسیر نیز توسط افراد خیر بنا شده بود و نام خیرین نیز در تن آنها حک شده بود.

آبی به صورت زدیم و و پاهایمان را در آب سرد برکه گذاشتیم.آب برکه آنقدر سرد بود که پاهایمان بی حس و کرخت می شد اما لذت خاصی داشت. قرار بر این شد که شب را در همان مکان بمانیم. در این طبیعت آرام و دلنشین علاقه مندان دیگری نیز مهمان طبیعت بودند که برای جمع آوری انغوزه به آنجا آمده بودند.

بعد از ظهر با خنک تر شدن هوا و کمی رفع خستگی تصمیم گرفتیم با اعضای گروه کمی بنه بچینیم تا توشه راهی برای خانواده خود ببریم. هرکجا را که نگاه می کردیم درخت بنه بود اما متاسفانه ثمری نداشت. تنها اندکی بنه توانستیم جمع کنیم. گرچه جستجو برای یافتن بنه برایمان بی ثمر بود اما مناظری را دیدیم که وصفشان غیر ممکن است. آقای شفیعی که همراهیمان می کرد در مسیر گیاهان کوهی را معرفی می کرد و کمی در موردشان توضیح می داد. برای اولین بار گیاه انغوزه را دیدیم که ساقه هایشان را خم کرده بودند و بر آن سنگ گذاشته بودند. همان طور که به سمت کلبه بر می گشتیم ناگهان متوجه دسته های بزرگی از پروانه های نارنجی رنگ شدیم که از دور انگار برگ خشکی بر زمین بودند. نزدیک که می شدیم شروع به حرکت می کردند. ناگهان آقای شفیعی غرق در پروانه شد.

PicsArt_04-17-02.31             PicsArt_04-16-02.34

به کلبه که رسیدیم سری به همسایه مان زدیم. خداراشکر دست پر هم از کوه برگشته بودند و کیسه ای از نوعی قارچ به اسم دمبل پر کرده بودند. آدمهای ساده و مهربانی بودند که با خوشرویی و اشتیاق پاسخ سوالاتمان را می دادند و لبخند می زدند.

PicsArt_04-18-08.08.46

شب را با صدای باد و توفان و باران گذراندیم. صبح زود بیدار شدیم تا قبل از گرم شدن هوا به پایین کوه برسیم. هوا عالی بود و نم نم باران می بارید و زمین نیز مرطوب. مسیر برگشت انگار برایمان کوتاه تر بود، دلمان نمیخواست آن همه زیبایی را به این زودی ترک کنیم بنابراین به قله که رسیدیم عکس یادگاری انداختیم تا حداقل یادگاری از آنجا را با خود ببریم. اما با همه فراز و فرودها و لبخندها برنامه رو به پایان بود. در مسیر برخی از دوستان کمی آویشن کوهی چیدند و برکه ها را پشت سر گذاشتیم تا اینکه به پای کوه رسیدیم.

 IMG-20160419-WA0010         PicsArt_04-19-02.49.57

DSC_0469        PicsArt_04-16-02.49

برگشتیم و به کوه نگاه کردیم و پروردگارمان را بخاطر این همه زیبایی و نعمت شکر گفتیم و با این امید به خانه برگشتیم تا گامی کوچک به سمت موفقیت های آینده مان باشد.

گزارش نویس: زهرا خرم بخت

Pic_3



8 دیدگاه برای “کوه نوشته ای از فراز کوه بُر”

  1. عاشق طبیعت گفت:

    با سلام وخدا قوت
    متن گزارش عالی بود عکس ها هم عالی بود موفق باشید

  2. طالعی گفت:

    کوه نوشته ای ،عالی ودلنشین بودباعکسهایی بسیارزیبامتشکرم خانم خرمبخت موفق باشید

  3. عاشق طبیعت گفت:

    متن گزارش عالی بودخواننده حس میکرداونجا هست .
    عکس ها هم خوب بود

  4. تارا گفت:

    خیلی زیبا بود جای ماخالی موفق وموید باشین

  5. ناشناس گفت:

    ههمنوردان پردیس همیشه موفق ومویدباشید

  6. باران گفت:

    همنوردان پردیس امیدوارم همیشه موفق ومویدباشد.سپاس وخسته نباشیدبخاطربرنامه های جالبتلن

  7. همنورد گفت:

    تو این وانفسا دیدن و شنیدن گزارشی شیوا، اگر چه حتی فاصله اندکی داشته باشه اما به دل و‌ جان می نشیند! باید در مقابل این زحمت را بوسه زد بر سر انگشتانتان با طعم گلهای بهاری. به امید افق های روشنتر.همیشه بکوه

  8. یک همنورد گفت:

    سلام و خسته نباشید
    گزارش زیبایی بود، امیدوارم شاهد موفقیت های دیگر و روز افزون گروه پردیس باشیم.
    خدا قوت

آمار بازدید:

بازدید امروز: 0 بازدید

بازدید دیروز: 14 بازدید

بازدید کل : 80381 بازدید

افراد آنلاین: 0 نفر

تمامی حقوق این سایت متعلق به انجمن غار و گروه کوهنوردی پردیس لارستان می باشد.

DESIGNED BY Z.KHORAMBAKHT